یاس عشق مامان و بابایاس عشق مامان و بابا، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 6 روز سن داره

عاشقونه ای مامان و بابا

تولد دو سالگی

تولد تولد تولدت مبارک دخمل جونی مامان و بابا       شیطون و بلا          دوست داریم قد خدا           تولدت مبارک   از اونجائیکه چن شب پیش شب یلدا بود هنوز هندونه داشتیم و چون تو عاشق هندونه هستی مجبور شدیم هندونه بیاریم که تو و امیر عباس از اول تا آخر تولد فقط در حال هندونه خوردن بودید . یاس و مامان و بابا یاس و تنها مهمونای تولد  عمو ناصر و خاله مهسا و امیر عباس که توی این غریبی و تنهایی همیشه مثل خاله و عموی واقعی تو هستن آخر تولد یاس و امیر عباس در حال ب...
4 دی 1392

شیطونی های یاسی

یاسی جونم عاشقتم اونقدر زیاد که باورت نمیشه .امروز 5 آبان ماه 92 و دخملی من خوابیده و من بالاخره میتونم توی وبلاگش یه چیزی بنویسم . اونقدر کارهای جدید یاد گرفتی و حرف میزنی که نمیدونم کدومشو بنویسم از شعر خوندنت که شهر یه روز آقا خرگوشه رو میخونی و خرگوش من چه نازه . توی کار ویچت هم که هستی هر شب واسه باران پی ام میدی و گاهی که میخوای بخوابی بهت میگم میخوای واست لالایی بخونم یا قصه بگم میگی نه و خودت میگی مهتاب لالا . الهی مامان قربونت بشم واست پکیج صد آفرین کودک نخبه خریدم بیشتر کارت ها رو بلدی و خودت اصرار داری که این چیه و اون چیه امشب وقتی کارت پارک رو دیدی کلی ذوق کردی . بابایی بیچاره از دست باید یواشکی فرار کنه بره فوتبال یا بیرون ...
10 آبان 1392

سلاممممممممممم. اومدم عذر خواهییییییی قبوله ؟

سلام مامانی مهربونم میدونمکه خیلی تنبلی کردم و چند وقتی واست چیزی ننوشتم ولی مامانی به خدا اینقدر شیطون شدی که فقط یا باید خونه نباشی یا خواب باشیی که بتونم برات بنویسم . پس عذر خواهی منو بپذیر عشق کوچولوی مامان      . ...
25 مهر 1392

اتمام مسابقه و دخملی

دخملی جونی مامان بعد از این در و اون در زدن و خواهش و التماس و لطفا بالاخره مسابقه به پایان رسید و شما تونستید با مجموع 198 رای  نفر 69 شوید . ضمنا از همه اونهایی که زحمت کشیدند و به فسقلی ما رای داد ن و یا براش رای جمع کردند واقعا ممنونم  امیدوارم بتونم یه روزی جبران کنم . مامان جونی به خدا خیلی تلاش کردم ولی نشد دیگه انشاله دفعه های بعدی . ماه آسمونی مامان و بابا دوستت داریم .   ...
25 مرداد 1392

به من رای میدید ؟ لطفا

با سلام به همه من یاس کپلی شکمو بودم اما الان یه کمی توی غذا خوردن مامانمو حرس میدم. اومدم عکسمو فرستادم مسابقه میشه به من رای بدید؟ لطفا  ... ممنون ...
25 تير 1392

تولد دختر خاله جونی مونا خانم

١٦ خرداد تولد مونا جون بود و چون ما هم اونجا بودیم خاله زهرا تصمیم گرفت تولد مونا رو با مهمونای بیشتری برگزار کنه . ساجده ، فاطمه، نازنین و نگار ، سینا ، یاسین ، حسین و مهمونای دایی جعفر هم اومده بودن که  خیلی خوش گذشت فقط تو که همش غر میزدی و کلی شیطونی کردی نتونستم یه عکس درست  و حسابی ازت بگیریم.   ...
3 تير 1392

سپهر ، امیر عباس و یاس گلی من توی دریا

اردیبهشت ماه بود که سپهر کوچولو یا به قول خودت اٍ پر کوچولو به همراه مامان و باباش اومدن خونمون مهمونی ما هم که دوست داشتیم حسابی بهشون خوش بگذره ازشون دعوت کردیم که با هم بریم دریا اونجا بود که حسابی شیطونی کردید . راستی خاله فطمه برات یه کادو خوشگل  وسایل دکتر کوچولو و یه کتاب هم واسط آورده بود ممنون خاله جون ...
20 خرداد 1392